رابطه فقه و علوم
23 بازدید
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : اندیشه حوزه ) خرداد و تیر 1381 - شماره 34 )(12 صفحه - از 153 تا 164)
تعداد شرکت کننده : 0

در خدمت اندیشمند گرانقدر جناب حجة الاسـلام غرویان هستیم و گفتگویی در زمینه تـعامل فقه و علوم انسانی داریم حـضرت اسـتاد، لـطف فـرموده مقداری درباره جـایگاه فقه در عـلوم اسـلامی توضیح بفرمائید.

غرویان: بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم. جهت اینکه جـایگاه فقه را در علوم اسلامی بدانـیم بنظر من باید تأملی در خود انسان داشـته باشیم. انـسان ابتدائـا هر عمل و رفتاری که می‏خواهد انـجام دهد در مـرحله ذهن بایـد یک نوع نـظام اعتقادی خاصی را قبول کند، بعد براساس آن نـظام اعتقادی خاص رفـتار خـودش را تنظیم بـکند، یعنی هر انسانی قبل از اینکه عمل بکـند و رفتاری را بروز بدهد در ذهن خودش یک نظام و سـیستم فکری و یک فلسفه‏ای را می‏پذیرد، بعد براساس آن نظام فکری و آن فلسفه رفتار می‏کند این همان بحثی است که تحت عنوان رابطه ایدئولوژی و جهان‏بینی معروف است. ما معتقدیم که هر ایدئولوژی با یک جهان‏بینی و فلسفه خـاصی ارتـباط منطقی دارد، این چنین نـیست که از هر جهان‏بینی هـر ایـدئولوژی زائـیده بشود و هـمچنین هر ایـدئولوژی منطقا از هـر

فـلسفه و جـهان‏بـینی زائـیده نـمی‏شود. یـک ارتباط خـاص مـنطقی بـاید بـر قـراربـاشد.

ایدئولوژی مجموعه بایدها و نبایدهای رفتاری و همان حکمت عملی است. جهان‏بینی و فلسفه مجموعه هست و نیست‏ها و اعتقاداتی است که انسان در ارتباط با هستی و حقایق عالم دارد و تحت عنوان حکمت نظری از آن یاد می‏شود، بین حکمت عملی و حکمت نظری ارتباط است.

فقه بخشی از حکمت عملی است، یعنی نظام رفتاری انسان را مشخص می‏کند چون فقه مجموعه‏ای است از بایدها و نبایدهایی که انسان باید آنها را به عنوان فرم و به عنوان حکم قبول کند و عمل کند. بنابراین ما می‏توانیم بگوئیم که فقه روبنایی است از یک زیربنای فکری و فلسفی و اعتقادی، یعنی پیش از فقه در مجموعه علوم اسلامی، ما فلسفه و جهان‏بینی الهی را داریم، یعنی حکمت نظری ما مقدم است بر حکمت عملی. پس جایگاه فقه در حکمت عملی است و حکمت عملی مبتنی بر حکمت نظری است، بنابراین فقه مبتنی است بر فلسفه و کلام یعنی اصول عقاید ما. این یک نگاه کلی است که ما می‏توانیم به فقه داشته باشیم در مجموعه علوم اسلامی. من اینجا تذکر بدهم که فقه یک معنی خاص دارد و یک معنی عام. گاهی برخی بین فقه به معنای خاص و فقه به معنی عام آن خلط می‏کنند. اینکه بنده توضیح دادم فقه به معنی خاص است که جزء حکمت عملی است.

اما فقه به معنی عام یعنی مجموعه معارف اسلامی. اگر ما فقه را به معنی عام یعنی دانش دین بدانیم بسیار معنی گسترده‏ای پیدا می‏کند و شامل خود فلسفه و اصول عقاید و کلام و همه اینها می‏شود، چون گاهی فقه که گفته می‏شود یعنی دانش دین، اگر به این معنی یعنی مرادف و معادل با دانش دین بگیریم فقه شامل خود فلسفه و تمام مبادی و مقدمات معارف دینی می‏شود ولی این معنی به نظر من معنی درستی از فقه نیست مگر اینکه معنی لغوی فقه را اراده کنیم. ولی فقه به معنی خاص همان است که توضیح دادم و بخشی از حکمت عملی است که مبتنی بر

حکمت نظری است.

ما با دانشی روبرو هستیم به نام فقه، و دانشهای دیگری در کنار آن از قـبیل علوم انسانی همچون جـامعه شـناسی و رواشناسی و... قـراردارد آیـا واقعا فـقه بـرای پاسخگویی (به نیازهای رفـتاری افـراد مـؤمن یا بایدها و نـبایدها) به سایر علوم انسانـی نـیازمـند هـست یا خـیر؟

غرویان: به نظر من فقه به علوم دیگر نیاز دارد، برای اینکه موضوع فقه در واقع به تعبیری احکام عمل و رفتار انسان است که فقهاء می‏گویند موضوع علم فقه احکام خمسه است و مراد از احکام، وجوب، استحباب، حرمت، کراهت و اباحه است که اینها روی رفتارهای اختیاری انسان مکلف بار می‏شود. به تعبیر دیگر می‏توانیم بگوئیم موضوع علم فقه رفتار انسان مکلف است. از طرفی در علوم انسانی، ما راجع به رفتار انسان صحبت می‏کنیم، یعنی محور علوم انسانی انسان است و نحوه و کیفیت رفتار او در این عالم، از این جهت علوم انسانی به فقه نزدیک می‏شود. این یک نکته.

نکته دیگر این است که ما در فقه بر عقل به عنوان یکی از منابع استنباط تکیه می‏کنیم، همچنین بر سیره عقلا تکیه می‏کنیم، بر عرف تکیه می‏کنیم. خیلی از مسائل علوم انسانی هم متخذ از همین منابع است، از عرف از سیره عقلا از عقل در علوم انسانی استفاده می‏کنیم، بنابراین بطور مشخص در پاسخ این سؤال که آیا علوم انسانی می‏توانند کمکی به فقه برسانند بنده عرض می‏کنم بلی، برای اینکه علوم انسانی حاصل و دستاورد تجربه‏های آدمی در عرصه حیات و زندگی است، محصول و دستاورد عقل بشری در صحنه‏های مختلف حیات فردی و اجتماعی است. همچنین علوم انسانی مجموعه‏ای از محصولات و دستاوردهایی است که عقلای بشر به آن رسیده‏اند و همه اینها می‏تواند در فقه مورد استفاده قرار گیرد. عرف خودش به عنوان یک منبع مورد توجه است. اینها نقش‏هایی است که علوم انسانی می‏توانند در فقه داشته باشند. به عکس هم هست، یعنی فقه ما هم که بخش عظیمی از این فقه براساس روایات و آیات است، یعنی متخذ ... ادامه در لینک

آدرس اینترنتی